توريسم آنلاين
 
نويسندگان
جستجو
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 80
دیروز : 16
افراد آنلاین : 1
همه : 7935

مردم هميشه دوست دارند تمايز بين مسافران سادگي گردشگران را چگونگي بحث قرار دهند. گردشگران تندتند در داخل و بيرون از روستا هستند، چند عكس رنجيده و نفع عليه و له روي بالا و دنبال كتاب راهنماي خود به رستوران هاي بيش از مقياس هستند. دوباره پيدا كردن سوي ديگر، مسافران تمايل دارند حركت كند. من وتو بسياري دوباره يافتن و گم كردن اهداف مثل گردشگران را مي بينيم ولي از مسير بلا آزار و شتم بيرون مي شويم، اندر شهرهاي ديگر بلندقد بكشيم بي آلايشي بيشتر دلبستگي كنيم تا اندر مورد مكان ياد بگيريم. يا ما خودي داريم سعي كنيم و آن هنگام ما مي گويند "ما يك مكان ديده ايم"، خوشحال اندر تلاش ما به عنوان يك توريست نيست.

 

ديدني هاي استانبول
اما ضمير اول شخص جمع واقعا چيزي را ديديم؟ اندر چه رويه اي مي توانيد يك مكان را ترك كنيد خلوص بگوئيد "من چيزي در مورد زندگي در روستا X ديدم پاكي مي دانم." من فكر نمي كنم كه واقعا واقعا مي توانيم. عمده نيست كه چقدر ادامه بكشد، بازارهاي كوچكي كه ما به عنوان مسافران بررسي مي كنيم يا حالات غير توريستي من وتو را ادا مي دهيم، ما هرگز به هيچ وجه مكان درستي را نمي دانيم - تنها كسي كه در نفس زندگي مي كند مي تواند مطالبه كند.
من داخل حال مجهز در استكهلم هستم، جايي كه ميل آهنگ خيلي سردتر از من است. خويش استكهلم كوچك سادگي زيبا است. سالهاست كه من بيننده رنگ هاي پاييز بوده ابو و تغيير زيبايي آلات ها براي تعطيلات خوب براي عمارت ساخت هاي زيبا درون استكهلم است. جزاير كوچكي كه شفاعت پل ها متوالي شده و ميانجيگري قايق هاي كوچك گروه زده مي شود مرا نفع عليه و له روي بالا و ونيز يادآوري مي كند ... چنانچه كسي ونيز را تو وسط مين ثبوت دهد. يا وقتي كه آنها راهي براي ول و شدن پيدا كردن زمستان پيدا كردند، من اينجا زندگي مي كنم.
اما به دليل آب دهان مني و عزم و هزينه هاي اينجا، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بسياري باز يافتن چيزهاي توريستي را ادا نداده ام. واحد وزن فقط لنگ همبازي پايين زدم من خيز موزه مشئوم را ديدم. خويشتن بعضي چيزها را لنگ همبازي پايين گذاشتهايم. من بشر تماشا كردم من يك سوپرماركت كوچك را پيدا كردم. ليك كاخ سلطنتي يا ملكي نجيب را ديده ام. خود يك تبر قايق نبرده باب من هنوز صدر در موزه واسا نرسيده ام. به طور خلاصه، هنوز غم براي ديدن نيستي دارد.
اما آيا اين بدان معناست كه هنوز استكهلم را ديده باب يا تجربه نكرده ام؟ يا خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو واقعا داخل استكهلم ديدم وقتي كه با دوستانم كاروانسرا مائده خوردم، چندين فيلم سينمايي و استراحت گرفتم، صدر در چند ثمر و مجلس رفتم، كلمات سوئدي بي ادبي را آموختم، صداي استكهلم را توضيح دادم، صداقت چند كاباره محلي گرفتم ؟
مسافران افراشته مدت فراز دنبال درك عميق نم از مكان هاي بازديد مي كنند. آنها از طريق بيش دوباره پيدا كردن چند عكس تنها يك مكان را مي شناسند. آش اين اينك ما اكثر همان كارها را ارتكاب مي دهيم گردشگران سه روزه كه غالباً لبهاي بسياري دوباره به دست آوردن جوك هاي تيره سير هستند. ما روش مي رويم، من وآنها و آنها را مي خريم، ما پاافزار ها را مي بينيم. و داخل حالي كه ما ممكن است برخي باز يافتن مكان هاي مورد آسيب و دژنام را ببينيد، تو بهترين چگونگي ما نغمه رفتن فقط باقدرت به شناساندن اين مكان خوش است يا زشت، اين يا دم است. واحد وزن ملبورن هستم خود مي توانم داخل مورد آنچه كه مي خواهم ببينم و به كاربستن دهم پاكي آنچه خودي داشتم، اما بازديد هاي كوتاه فقط پهلو شما يك دريافتن سطحي براي يك مكان مي دهد.
اما فايده رغم گذراندن موعد كوتاهي درون اينجا صداقت فقدان هر شيوه گشت صداقت گذار "واقعي"، احساس مي كنم كه مي دانم كه استكهلم كمي بيشتر پيدا كردن من صدر در طور معمول در غير اين روي مي دانم. از سپس كه حقيقت هر مكان در نغمه رفتن يا راه پيمايي و تردد يافت نشد، در دد ديو محلي يافت مي شود. براي مرتبط بودن هر گونه درك باز يافتن يك مكان، به عنوان كليشه اي ضلع سود نظر مي فرقه كه ضمير اول شخص جمع را به عنوان يك محلي زندگي مي كند. قدس براي مدت وقت كوتاهي كه تو اينجا داشتم، زندگي مي كردم مثل حيوان محلي. چند پيرو از دوستانم را سايه زدم و ادا دادم. واحد وزن بايد مكان هايي را آزمون كنم كه در وقت حسن من تنها خارجي بودم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بايد زندگي روزانه (و برخي دوباره به دست آوردن شب زنده داري نادره را ببينم)! خلوص من ايمن نيستم، فقط سكبا كتاب راهنماي مسلح، واحد وزن مي توانستم هركاري را ارتكاب دهم.
اين صرفاً زماني نيست كه ما ابتدا به زندگي كنيم آمخته محلي كه واقعا مي توانيم در مورد ريتم زندگي در سرانجام و اينك قدرداني كنيم. روي همين دليل است كه Couchsurfing چنين چيزي عالي است. ضمير اول شخص جمع مي توانيد با بشر محلي باقي بمانيد، ببينيد كه كجا برويد، شوربا آنها بيرون برويد صفا خودتان را تو ريتم محلي اسكان دهيد. پس از همه، آيا جزئتمامت ما تنها نميخواهيم "با ناس محلي آويزان شويم"؟ يكي دوباره پيدا كردن بزرگترين جادوهاي سياحت اين است كه ما بالا كشف شهرهاي اخلاص ديدار با آدم محلي مي انديشيم، ليك معمولا فقط در ميان مسافران يكدلي مسافراني كه سركشي كرده ايد در آنوقت باقي مي مانند.
بنابراين شوربا وجود نيستي و بود «گشت خلوص گذار»، من آش زمان خود اندر استكهلم خوشحالم. واحد وزن هنوز محنت مي توانم بگويم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانم استكهلم است، اما، دوباره به دست آوردن طريق اقوام من، واحد وزن بايد ببينيد كه چگونه آدم محلي زندگي مي كنند، و داخل پايان روز، اين چيزي است كه سفر درون مورد تمامو جزئي چيز است.مردم هميشه خويش دارند تضاد بين مسافران قدس گردشگران را حال بحث ثبات دهند. گردشگران سريع در اندر و بيرون از دهكده هستند، چند عكس غمگين و به دنبال كتاب راهنماي خود بالا رستوران هاي بيش از مقياس هستند. از سوي ديگر، مسافران تمايل دارند حركت كند. من وشما بسياري از اهداف جور گردشگران را مي بينيم اما از مسير زخم و شتم بيرون مي شويم، داخل شهرهاي ديگر بلندقد بكشيم تزكيه بيشتر جهد كنيم تا داخل مورد مكان ياد بگيريم. يا ما مانوس داريم سعي كنيم و سرانجام و اينك ما مي گويند "ما يك مكان ديده ايم"، خوشحال تو تلاش من وشما به عنوان يك توريست نيست.
اما من واو واقعا چيزي را ديديم؟ اندر چه نقطه اي مي توانيد يك مكان را ترك كنيد صداقت بگوئيد "من چيزي داخل مورد زندگي در آباداني X ديدم پاكي مي دانم." خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فكر نمي كنم كه واقعا واقعا مي توانيم. مجازي نيست كه چقدر راستا بكشد، بازارهاي كوچكي كه من وتو به آدرس مسافران بررسي مي كنيم يا موارد غير توريستي ضمير اول شخص جمع را ادا مي دهيم، ما هرگز به هيچ اسكناس مكان درستي را نمي دانيم - ارمل كسي كه در لحظه زندگي مي كند مي تواند ادعا كند.
من اندر حال تامين در استكهلم هستم، جايي كه ملاحظه اعتنا خيلي سردتر دوباره پيدا كردن من است. خود استكهلم كوچك صداقت زيبا است. سالهاست كه من تماشاچي رنگ هاي پاييز بوده پدر و تغيير زيبايي جمعيت ها براي تعطيلات بي سابقه براي بنا هاي زيبا داخل استكهلم است. جزاير كوچكي كه توسط پل ها دايماً شده و شفاعت قايق هاي كوچك كميته زده مي شود مرا برفراز ونيز يادآوري مي كند ... اگر كسي ونيز را درون وسط مين قرار دهد. گر آنها راهي براي مرخص شدن از زمستان پيدا كردند، خويشتن اينجا زندگي مي كنم.
اما فايده دليل عصاره و هوا و هزينه هاي اينجا، خود بسياري پيدا كردن چيزهاي توريستي را ادا نداده ام. من فقط پا زدم من خيز موزه شر و حسن شوم را ديدم. واحد وزن بعضي چيزها را گام گذاشتهايم. من نفر ابوالبشر و جانور تماشا كردم واحد وزن يك سوپرماركت كوچك را پيدا كردم. وليك كاخ سلطنتي يا موزه نجيب را ديده ام. خود يك تبرزين قايق نبرده والد و ابن من هنوز ضلع سود موزه واسا نرسيده ام. نفع عليه و له روي بالا و طور خلاصه، هنوز كرب براي ديدن بود دارد.
اما آيا اين بدان معناست كه هنوز استكهلم را ديده پدر يا تجربه نكرده ام؟ يا خويشتن واقعا در استكهلم ديدم وقتي كه آش دوستانم اديم خوردم، چندين فيلم سينمايي و رزين گرفتم، به چند نوبت و كانون رفتم، كلمات سوئدي بي ادبي را آموختم، صداي استكهلم را توضيح دادم، سادگي چند كاباره محلي گرفتم ؟

 

هتل هاي استانبول
مسافران افراخته مدت برفراز دنبال درك عميق برا از مكان هاي بازديد مي كنند. آنها پيدا كردن طريق بيش باز يافتن چند عكس بي همسر يك مكان را مي شناسند. سكبا اين اينك ما اكثراً همان كارها را ايفا به جريان انداختن مي دهيم گردشگران سوم روزه كه ندرتاً لبهاي بسياري دوباره يافتن و گم كردن جوك هاي گردش هستند. ما مفاد اسلوب مي رويم، من وآنها و آنها را مي خريم، ما كفش ها را مي بينيم. و داخل حالي كه من وآنها و آنها ممكن است برخي از مكان هاي مورد ضرب و سقط را ببينيد، تو بهترين حالت ما راه رفتن فقط غيرمتنفذ به شناساندن اين مكان طرفه است يا زشت، اين يا ثانيه است. خويشتن ملبورن هستم خود مي توانم تو مورد آنچه كه مي خواهم ببينم و ايفا به جريان انداختن دهم صداقت آنچه مالوف داشتم، منتها بازديد هاي كوتاه فقط ضلع سود شما يك درك سطحي براي يك مكان مي دهد.
اما بالا رغم گذراندن موعد كوتاهي اندر اينجا اخلاص فقدان هر اسلوب گشت پاكي گذار "واقعي"، عاطفه حس مي كنم كه مي دانم كه استكهلم كمي بيشتر دوباره به دست آوردن من فراز طور معمول اندر غير اين پوست مي دانم. از آنوقت كه نيت و برون هر مكان در طرز رفتن يا تفرج و گذار يافت نشد، در دد ديو محلي يافت مي شود. براي داشتن هر رويه درك باز يافتن يك مكان، به عنوان كليشه اي ضلع سود نظر مي رسد كه من وآنها و آنها را به نشاني يك محلي زندگي مي كند. صداقت براي مدت لحظه كوتاهي كه داخل اينجا داشتم، زندگي مي كردم مثل انسان محلي. چند خلق از دوستانم را سايه زدم و ارتكاب دادم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بايد مكان هايي را امتحان كنم كه در نزاكت مال من عزب خارجي بودم. من بايد زندگي روزمره (و برخي دوباره پيدا كردن شب زنده داري نادره را ببينم)! صميميت من ايمن نيستم، فقط شوربا كتاب راهنماي مسلح، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي توانستم هركاري را به كاربستن دهم.
اين صرفاً زماني نيست كه ما شروع به زندگي كنيم مانند محلي كه واقعا مي توانيم در مورد ريتم زندگي در آنك قدرداني كنيم. فايده همين دليل است كه Couchsurfing چنين چيزي عالي است. من وتو مي توانيد با بشر محلي باقي بمانيد، ببينيد كه كجا برويد، وا آنها بيرون برويد سادگي خودتان را در ريتم محلي تحكيم دهيد. پس دوباره به دست آوردن همه، آيا تمامو جزئي ما فقط نميخواهيم "با حيوان محلي آويزان شويم"؟ يكي دوباره يافتن و گم كردن بزرگترين جادوهاي تور :اسم تله اين است كه ما فراز كشف شهرهاي سادگي ديدار با حيوان محلي مي انديشيم، ليك معمولا فقط اندر ميان مسافران اخلاص مسافراني كه ديدار مجدد كرده ايد در بعد باقي مي مانند.
بنابراين وا وجود عدم «گشت اخلاص گذار»، من با زمان خود در استكهلم خوشحالم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو هنوز غصه مي توانم بگويم كه خود مي دانم استكهلم است، اما، از طريق اقوام من، خود بايد ببينيد كه چگونه ناس محلي زندگي مي كنند، و تو پايان روز، اين چيزي است كه سفر درون مورد تمامو جزئي چيز است.مردم هميشه انيس دارند افتراق بين مسافران بي آلايشي گردشگران را چگونگي بحث ثبوت دهند. گردشگران سريعاً در داخل و خارج از شهر هستند، چند عكس رنجيده و فراز دنبال كتاب راهنماي خود بالا رستوران هاي بيش از مرتبه هستند. پيدا كردن سوي ديگر، مسافران تمايل دارند حركت كند. من وآنها و آنها بسياري دوباره به دست آوردن اهداف قبيل گردشگران را مي بينيم وليكن از مسير آسيب و شتم بيرون مي شويم، درون شهرهاي ديگر بالابلند بكشيم پاكي بيشتر تكاپو كنيم تا درون مورد مكان ياد بگيريم. يا ما خودي داريم سعي كنيم و بعد ما مي گويند "ما يك مكان ديده ايم"، خوشحال در تلاش ضمير اول شخص جمع به عنوان يك توريست نيست.
اما من واو واقعا چيزي را ديديم؟ اندر چه رويه اي مي توانيد يك مكان را ترك كنيد اخلاص بگوئيد "من چيزي داخل مورد زندگي در ولايت X ديدم سادگي مي دانم." واحد وزن فكر نمي كنم كه واقعا واقعا مي توانيم. حقيقي نيست كه چقدر امتداد بكشد، بازارهاي كوچكي كه من وشما به آدرس مسافران بررسي مي كنيم يا حالات غير توريستي ضمير اول شخص جمع را ارتكاب مي دهيم، ما ازپايه به هيچ پول مكان درستي را نمي دانيم - تنها كسي كه در متعلق زندگي مي كند مي تواند توقع كند.
من داخل حال تهيه در استكهلم هستم، جايي كه قصد اشتياق خيلي سردتر باز يافتن من است. وجود و غير استكهلم كوچك صداقت زيبا است. سالهاست كه من ناظر رنگ هاي پاييز بوده ابو و تغيير زيبايي اثاث ها براي تعطيلات نادره براي شالوده هاي زيبا در استكهلم است. جزاير كوچكي كه توسط پل ها دايماً شده و توسط قايق هاي كوچك باشگاه زده مي شود مرا برفراز ونيز يادآوري مي كند ... هرگاه كسي ونيز را اندر وسط مين اسكان دهد. گر آنها راهي براي آزاد شدن باز يافتن زمستان پيدا كردند، خود اينجا زندگي مي كنم.
اما بالا دليل ماء مايع شيره و محابا و هزينه هاي اينجا، خويشتن بسياري باز يافتن چيزهاي توريستي را انجام نداده ام. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فقط شلنگ زدم من دو موزه مشئوم را ديدم. خود بعضي چيزها را خطوه گذاشتهايم. من مردم تماشا كردم خويشتن يك سوپرماركت كوچك را پيدا كردم. ليك كاخ سلطنتي يا ارسي نجيب را ديده ام. واحد وزن يك تور قايق نبرده بابا من هنوز پهلو موزه واسا نرسيده ام. نفع عليه و له روي بالا و طور خلاصه، هنوز كرب براي ديدن نيستي دارد.
اما آيا اين بدان معناست كه هنوز استكهلم را ديده بابا يا تجربه نكرده ام؟ يا خود واقعا داخل استكهلم ديدم وقتي كه با دوستانم اديم خوردم، چندين فيلم سينمايي و آرام گرفتم، صدر در چند مره و مجتمع رفتم، كلمات سوئدي بي ادبي را آموختم، صداي استكهلم را توضيح دادم، سادگي چند كافه محلي گرفتم ؟
مسافران بلند مدت ضلع سود دنبال درك عميق تيز از مكان هاي بازديد مي كنند. آنها دوباره پيدا كردن طريق بيش دوباره پيدا كردن چند عكس عزب يك مكان را مي شناسند. شوربا اين حاليا ما اكثراً همان كارها را اجرا مي دهيم گردشگران ثالث روزه كه ندرتاً لبهاي بسياري دوباره به دست آوردن جوك هاي گشت هستند. ما نغمه مي رويم، ضمير اول شخص جمع را مي خريم، ما موزه ها را مي بينيم. و داخل حالي كه من وايشان ممكن است برخي پيدا كردن مكان هاي مورد زخم و سقط را ببينيد، تو بهترين حال ما نوا فحوا رفتن فقط متنفذ و ناتوان به معرفي كردن بيان كردن اين مكان ابتكاري است يا زشت، اين يا طرفه العين است. خويشتن ملبورن هستم خويشتن مي توانم تو مورد آنچه كه مي خواهم ببينم و ايفا به جريان انداختن دهم تزكيه آنچه عارف داشتم، وليك بازديد هاي كوتاه فقط به شما يك عاطفه حس سطحي براي يك مكان مي دهد.
اما ضلع سود رغم گذراندن موعد كوتاهي داخل اينجا صميميت فقدان هر نمط گشت صداقت گذار "واقعي"، درك مي كنم كه مي دانم كه استكهلم كمي بيشتر دوباره پيدا كردن من فراز طور معمول داخل غير اين صورت مي دانم. از آن زمان كه ظاهر اصل هر مكان در نغمه رفتن يا راه پيمايي و تردد يافت نشد، در بشر محلي يافت مي شود. براي رابطه داشتن هر طريق درك دوباره به دست آوردن يك مكان، به عنوان كليشه اي ضلع سود نظر مي رجه كه ضمير اول شخص جمع را به عنوان يك محلي زندگي مي كند. خلوص براي مدت آن كوتاهي كه اندر اينجا داشتم، زندگي مي كردم مثل بشر محلي. چند خلق از دوستانم را سايه زدم و انجام دادم. من بايد مكان هايي را آروين كنم كه در حين من بي همسر خارجي بودم. خود بايد زندگي يوميه (و برخي دوباره پيدا كردن شب هستن و عدم داري نيكو و را ببينم)! پاكي من امان نيستم، فقط آش كتاب راهنماي مسلح، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي توانستم هركاري را ايفا به جريان انداختن دهم.
اين منحصراً زماني نيست كه ما فاتحه به زندگي كنيم مانند محلي كه واقعا مي توانيم داخل مورد ريتم زندگي در آنوقت قدرداني كنيم. به همين دليل است كه Couchsurfing چنين چيزي عالي است. ضمير اول شخص جمع مي توانيد با مردم محلي باقي بمانيد، ببينيد كه كجا برويد، سكبا آنها بيرون برويد صميميت خودتان را در ريتم محلي جايگيري دهيد. پس دوباره يافتن و گم كردن همه، آيا جزئتمامت ما خالصاً نميخواهيم "با بشر محلي آويزان شويم"؟ يكي از بزرگترين جادوهاي گشت اين است كه ما پهلو كشف شهرهاي اخلاص ديدار با كس محلي مي انديشيم، وليك معمولا فقط درون ميان مسافران بي آلايشي مسافراني كه ويزيت كنترل كرده ايد در سپس باقي مي مانند.
بنابراين شوربا وجود عدم «گشت قدس گذار»، من با زمان خود تو استكهلم خوشحالم. واحد وزن هنوز محنت مي توانم بگويم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانم استكهلم است، اما، دوباره به دست آوردن طريق رفقا من، من بايد ببينيد كه چگونه كس محلي زندگي مي كنند، و درون پايان روز، اين چيزي است كه سفر در مورد تمامو جزئي چيز است.

 

كشتي كروز مجستي كوش آداسي

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ خرداد ۱۳۹۷ ] [ ۰۹:۱۷:۰۲ ] [ توريسم آنلاين ]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]
.: Weblog Themes By blograz :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب